![]()
ادامه مطلب
تعریفی خلاصه از «اقتصاد مقاومتی»
مقام معظّم رهبری در سخنرانیهای متعدّدی راهبردِ اقتصاد مقاومتی را مورد توجّه قرار دادهاند. در بیانات ایشان، دو رویکرد اساسی و بنیانی در این راهبرد مورد توجّه است: تقویت، رشد و استحکام اقتصاد ملّی از بُعد داخلی و افزایش توانمندی برای مقابله با فشارهای جهانی، از بُعد خارجی. بر این اساس تعریف اقتصاد مقاومتی اینگونه ارائه شده است:
«اقتصاد مقاومتی معنایش این است که ما یک اقتصادی داشته باشیم که هم روند رو به رشد اقتصادی در کشور محفوظ بماند؛ هم آسیبپذیریاش کاهش پیدا کند؛ یعنی وضع اقتصادی کشور و نظام اقتصادی جوری باشد که در مقابل ترفندهای دشمنان که همیشگی و به شکلهای مختلف خواهد بود، کمتر آسیب ببیند و اختلال پیدا کند».[۱]
برای حرکت نظام اقتصادی – خصوصاً از سوی قوّهی مجریّه – در مسیر اقتصاد مقاومتی، مؤلّفهها و ارکانی در این بیانات مورد توجّه قرار گرفتهاند که فهرستی از آنها بدین شرح است:
«آگاهی و هوشیاری نسبت به تهدیدهای دشمن»، «اهتمام به جهاد اقتصادی»، «حمایت از کار و سرمایهی ایرانی»، «اهتمام به مردمی کردن اقتصاد»، «اجرای سیاستهای اصل ۴۴»، «توجّه به همّت و کار مضاعف»، «توانمندسازی بخش خصوصی»، «کاهش وابستگی به درآمدهای نفت»، «توجّه به اقتصاد و صنایع دانشبنیان»، «مدیریّت و اصلاح الگوی مصرف»، «هدفمندسازی صحیح و قانونی یارانهها»، «مبارزه با مفاسد اقتصادی»، «تدبیر منابع ارزی و حفظ قدرت پول ملّی»، «استفادهی حدّاکثری از زمان و منابع و امکانات»، «پرهیز جدّی از تصمیمهای خلقالسّاعه و تغییر مقرّرات و گریز از اجرای قانون» و «اهتمام عملی به وحدت و همبستگی».[۲]
ادامه مطلب
حضرت امام خمینی(ره) همواره در امور داخلی به ویژه آنچه مربوط به انتخابات به طور عام و شامل هر انتخابات میشد، بسیار نگران بود و همه علمای دین و مسئولان نظام،و نیز تمام اقشار ملت را به مراقبت فرا میخواند و به هوشیاری و بیداری و عبور از موانع گوناگون برای رسیدن به موفقیت کامل در این امر حیاتی و محوری دعوت میکرد.
امام خمینی بارها اعلام کردکه من از دشمن خارجی بیم و نگرانی ندارم، که خصم بیرونی چهرهای نمایان دارد و همانگونه که قرآن اشاره میکند کفر خود را آشکار میکنند(۱) و هرگز از مسلمانان راضی نمیشوند مگر از آنها پیروی شود(۲) و دوست دارند که مسلمین نیز همچون آنها به گمراهی و ضلالت افتند(۳)
ولی دشمنان داخلی که در حال گذران لحظات روزمره در عرصههای حیات اجتماعی و سیاسی میباشند از آنجا که راه خدعه را باز و گشوده مییابند(۴) و شعار ایمان در گفتار و نفی ایمان در کردار دارند(۵) و خود را در عین آنکه مفسدون هستند، مصلحون مینامند(۶)، به سهولت و به طور مرموز و خزنده پیش میآیند و نفوذ میکنند و جای پا محکم میسازند و به نام دین ضربه بر پیکر دین وارد میکنند و چشم ظاهربین قادر نیست حرکت پیچیده آنها را بنگرد و راه را بر دشمن?هایشان که رنگ و صبغه دوستی یافته است مسدود کند.
امام خمینی هم علمای حاضر در حوزهها، هم فقهای شورای نگهبان،هم مسئولان سطوح بالای نظام، و هم مردم جامعه به ویژه جوانان را هشدار میداد و از تاثیر پذیریهای مختلف از القائات دشمنان دوستنما و دایههای دلسوزتر از مادر نهی میکرد.
اگر تاریخ معاصر را ورق زنیم به وضوح مییابیم که این نفوذها به نام دین و سنگاندازیها علیه دین در نهضتهای رهاییبخش اسلامی سابقه دارد و نمونه و مصداق کامل آن نهضت مشروطه است که به دست علمای اسلام پایهگذاری شد و توسط غفلتها و سطحاندیشیهای برخی از علما و گروههایی کثیر از مردم به دام دشمنان داخلی که وابستگان دشمنان خارجی بودند سقوط کرد.
سخنان امام خمینی در دیدار با اعضای شورای نگهبان در متن خود حقایقی را به همراه برخی از نگرانیهای آن پیشوای الهی ذخیره دارد که در آنها دقیق میشویم:
“آنچه مهم است این است که ما میخواهیم مطابق شرع اسلام مسائل را پیاده کنیم. پس اگر قبلا اشتباه کرده باشیم باید صریحا بگوییم اشتباه نمودهایم. و عدول در بین فقها از فتوایی به فتوای دیگر درست همین معنا را دارد. وقتی فقیهی از فتوای خود برمیگردد یعنی من در این مسئله اشتباه نمودهام به اشتباهم اقرار میکنم. فقهای شورای نگهبان و اعضای شورایعالی قضائی هم باید این طور باشند که اگر در مسئلهای اشتباه کردند صریحا بگویند اشتباه کردیم و حرف خود را پس بگیرند، ما که معصوم نیستیم.
پیش از انقلاب من خیال میکردم وقتی انقلاب پیروز شد افراد صالحی هستند که کارها را طبق اسلام عمل میکنند، لذا بارها گفتم روحانیون میروند کارهای خودشان را انجام میدهند. بعد دیدم خیر، اکثر آنها افراد ناصالحی بودند و دیدم حرفی که زدهام درست نبوده است، آمدم صریحا اعلام کردم من اشتباه کردهام.
این برای این است که ما میخواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس در این رابطه ممکن است من دیروز حرفی را زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را، این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زدهام باید روی همان حرف باقی بمانم.
ادامه مطلب
اقتصاد مقاومتی، تجلّی حیات فردی و جمعی انسانِ انقلابی در ساحتِ اقتصاد است که مبتنی بر اندیشهی انقلاب اسلامی، سیر میکند و به مجاهده میپردازد.
اقتصاد مقاومتی، همزاد انقلاب اسلامی است و شأنی است از شئونِ آن؛ در اقتصاد مقاومتی، نحوی از حیات انسان در اتمسفر و فضای کلّی اندیشه و عملِ مبتنی بر انقلاب اسلامی، شکل میگیرد و معنا مییابد.
اگر بتوان در اندیشههای سیاسی و جامعهشناختی سدههای اخیر، سابقهای برای مفهوم «انقلاب اسلامی» یافت؛ اقتصاد مقاومتی هم در همان چارچوب قابل تعریف و تبیین خواهد بود؛ امّا حقیقت این است که در دوران معاصر و قرون منتهی به عصر تجدّد و مدرنیته، پدیدهای نظیر انقلاب اسلامی رخ نداده است.
همچنانکه انقلاب اسلامی با چارچوبهای مفهومی و اندیشههای تحلیلی برآمده از عقلانیّت مدرن و متجدّد غربی، قابل فهم و شناخت نیست؛ اقتصاد مقاومتیِ برآمده از آن نیز، با علوم انسانی مرسوم – که همان تجدّدشناسی و بازشناسی جهان مدرن است – قابل فهم و شناخت و تبیین نخواهد بود.
از اینرو، اقتصاد مقاومتی، معادل لاتین ندارد؛ همچنان که «جهاد اقتصادی» هم؛ چراکه این واژگان، در صورتی برای یک زبان، قابلیّت مفهومی و معنادهی خواهند داشت که متناسب با آن واژگان، معرفت و دانش یا گرایش و هنجار و یا رفتار و عملی در فضای کلّی فکر و فرهنگ آن زبان وجود داشته باشد که دربارهی اقتصاد مقاومتی چنین نکتهای موضوعیّت و مدخلیّت ندارد. نمیتوان اقتصاد مقاومتی را شناخت، مگر آنکه پیش از آن، انقلاب اسلامی را شناخت.
شناختِ ماهیّت اقتصاد مقاومتی، به شناختِ ماهیّت انقلاب اسلامی، وابستگی مفهومی دارد و بدون راهیابی به کُنه و حقیقت این انقلاب، دربارهی اقتصاد مقاومتی سخنگفتن، بیشتر توصیف توهّمات است تا دستیابی به حقایق.
ادامه مطلب
ایام هیجانی تبلیغات کاندیداهای محترم آغاز شده است و یکی از عوارض همیشگی این ایام ، تردید و ابهام بخشی از مردم در انتخاب گزینه اصلح است. بخصوص در این دوره به دلایل متعددی از جمله عبرتها و درس های فنته ۱۳۸۸ نوع ادبیات و شعارهای کاندیداها نسبت به قبل، تغییر جدی کرده است.حتی گاهی شعارهای دو سرطیف -از اصلاح طلب ترین تا اصولگراترین – بسیار به یکدیگر شبیه است. در چنین وضعیتی مهمترین خدمتی که گویندگان و نویسندگان متعهد می توانند انجام بدهد، شفاف کردن معیارها و شاخص های اصلح است.
نداشتن نگرش و بصیرت دقیق و جامع نسبت به شرایط زمانه، انسان را به حیرت و سرگردانی در تصمیمات و آزمون های بزرگ مبتلا می کند و کسی که درهنگامه تکلیف و انتخاب و حماسه، متحیّر باشد قطعا عمل به وظیفه نخواهد کرد و در اینصورت علاوه بر مقصّر بودن در پیشگاه الهی در عواقب احتمالی انتخابی که کرده است وآسیب هایبه ارزش هاو جامعه وارد میشود، سهیم است؛ لذا حضرت امام صادق علیه السلام می فرمایند: « العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس » یعنی کسی که زمان خودش را بشناسد و بفهمد و درک کند ، امور مشتبه و گیج کننده به او هجوم نمیآورد . کلمه «هجوم» را ما در عرف فارسی خود در مورد هر حمله شدید به کار میبریم، اما در عربی به معنی حملهای است که ناگهانی و در غفلت بشود و طرف را غافلگیر کند . امام میفرماید : اگر کسی به وضع زمان خود آشنا باشد امور مشتبه ناگهان بر سرش نمیریزد که یک مرتبه دست و پای خود را گم کند و نتواند قوای خود را و فکر خودش را جمع و جور کند و راه حلی پیدا کند.
از طرفی درک شرایط و اولویت ها و حساسیت های دوره ای که در آن قرار داریم هم به سادگی میسور نیست.
در میان تمام منابع معتبر، قرآن ازهمه والاتر و معتبرتر است؛لذا با مراجع قرآن به دنبال توصیف نیازها و ضرورت های دوره خود می رویم.
ادامه مطلب
آنچه در ادامه میآید بیانیه تحلیلی جنبش عدالتخواه دانشجویی در سال ۸۷ میباشد که به بررسی علل و زمینههای بروز فساد اقتصادی، برخی از موانع مسیر مبارزه با مفاسد اقتصادی، نقش مردم در مسیر مبارزه و برخی از پیامدهای عدم مبارزه میپردازد.
لینک مستقیم – دریافت جزوه در قالب آماده چاپ
لینک مستیقم – دریافت جزوه برای مطالعه در رایانه
مقدمه این جزوه به این شرح است:
و لا تأکلوا امولکم بینکم بالباطل و تدلوا بها الی الحکام لتأکلوا فریقا من امول الناس بالاثم و انتم تعلمون(البقره/۱۸۷)
“مشروعیت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعیض، و نیز عدالت خواهی است. این پایه مشروعیت ماست. تکلیف ما این است که عدالت را درجامعه مستقر کنیم و این هم جز با مبارزه با فساد و افزون طلبی انسانهای مفت خوار و سوء استفاده کن امکان پذیر نیست.” رهبر حکیم انقلاب
فساد عارضه ای ویران گر و مایه اضمحلال و مخل ساختارهای جامعه است و کتمان آن نمی تواند به نفع «مصلحت عمومی» باشد. مصلحت عمومی تنها در رفع فساد و دفع فاسد است، و کتمان انحرافات و ارایه تصویر یک جامعه بی عیب (که مبادا حمل بر عدم توانایی اداره کشور توسط مدیران و یا ناکارآمدی حکومت دینی تلقی شود)، کاری عبث و البته نقض غرضی جاهلانه است. که اگر این رویه درست بود، امیرالمومنین(ع) در آن شرایط سخت که دشمنان در سه جبهه قاسطین، مارقین و ناکثین مترصد براندازی حکومت آن حضرت بودند، اینگونه آشکارا به مبارزه با فساد در حکومت خود بر نمی خواستند.
آمارهای رسمی، اظهارات مسئولین بلند پایه کشور و مشاهدات عینی مردم، همگی حکایت از نفوذ دستهای فاسد و گسترش ویژه خواریها و استفاده مفسدین از خلأهای قانونی و نظارتی دارد و رها کردن وضع موجود و عدم برخورد قاطع و دقیق با ریشه های فساد، ما را به سرعت از شاخصهای عدالت اجتماعی دور خواهد کرد.
هفت سال از صدور فرمان هشت ماده ای رهبری در مبارزه با مفاسد اقتصادی می گذرد. یعنی دو سال بیش از مدت زمان یک برنامه توسعه. روسای جمهور هشتم و نهم، روسای دوره های ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی و رییس قوه قضاییه موظف بوده اند در طول این سالها اهداف زیادی را محقق کنند یا لااقل در مسیر رسیدن به آنها گامهای جدی بردارند. اما در طول این مدت حتی گزارشهای ارائه شده پیرامون روند مبارزه با مفاسد اقتصادی، میزان دستیابی به اهداف، معرفی مفسدین، مجازات اعمال شده در مورد آنان و… در حد رفع تکلیف و از موضع رفع اتهام بوده و نتایج محسوسی در افکار عمومی مشاهده نمی شود. آمارهای به شدت متناقض دستگاه قضا در مسئله زمین خواری (در سال گذشته)، معرفی آفتابه دزدها به جای اعلام اسامی مفسدین کلان اقتصادی، ارائه گزارشهای کلی و مبهم از سوی کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در این رابطه، و عدم ارائه آمارهای مبارزه با فساد از سوی دولت (که بر اساس مصوبه ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی رأسا ملزم به کشف، شکایت و پیگیری مفاسد موجود در دستگاههای دولتی است) شائبه نبود اراده مبارزه با فساد در سه قوه را تقویت می نماید.
تنها، آمار تشکیل جلسات ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی (و نه حتی عملکرد آن) به خوبی بیانگر کوتاهی مسئولین عالی نظام در مبارزه با مفاسد اقتصادی و برخورد فانتزی و سیاسی با فرمان ۸ ماده ای رهبر انقلاب بوده است.
در یک سال اخیر البته فعالیتهایی در راستای مبارزه با عارضه فساد صورت گرفت، نظیر تلاشهای ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز (تا پیش از حضور دکتر الهام) و نیز پلیس آگاهی، که متأسفانه عکس العملها و موانع فراوانی در پی داشت و به عقیم ماندن کار انجامید و طرح حیاتی پلیس اقتصادی نیز به بهانه حجم اندک پرونده های اقتصادی! متوقف شد.
با توجه به چند جانبه بودن مقوله فساد اقتصادی و تأثیر عوامل مختلف اقتصادی، سیاسی، قضایی، اداری، فرهنگی و اجتماعی بر آن، جنبش عدالتخواه دانشجویی به تحلیل مباحثی پیرامون مفاسد اقتصادی پرداخته است. در بخش اول برخی از علل موجده و ریشه های گسترش فساد اقتصادی در ایران بررسی شده اند. در بخش دوم به برخی موانع مبارزه با فساد به اختصار اشاره شده. در دو قسمت بعدی به ترتیب نقش مردم در مبارزه با مفاسد، و برخی پیامدهای عدم مبارزه با فساد بررسی گردیده اند. و در نهایت پیشنهاداتی برای مبارزه بهتر با فساد ارائه شده است.
ادامه مطلب
این جزوه ترجمه مقاله ای از شهید سید محمد باقر صدر می باشد که توسط آقای جمال موسوی ترجمه شده است و اکنون پس از سی سال بازنشر می شود.
از جمله نکات قابل تامل در این مقاله نوع نگاه شهید صدر به مساله سرمایه داری و شیوه برخورد با آن است. می توان ادعا کرد این رویکرد و نوع نگاه شباهت های زیادی با دیدگاه استاد مطهری در کتاب خمیر شده اقتصاد اسلامی شان دارد در آنجا استاد تاکید می کنند که سرمایه داری به عنوان یک پدیده جدید نیازمند اجتهاد است.
از جمله قسمت هایی دیگری که قابل توجه است اینکه شهید صدر به هیچ وجه بانک خصوصی را نمی پذیرد و تاکید می کند که “کار جمع آوری پول را در جامعه اسلامی باید دولت خودش از طریق بانک رسمی بر عهده بگیرد و اجازه استثمار بانکی به هیچ وجه به فرد یا جمعیت خاصی ندهد.” هرچند امروزه شاهد تعداد زیادی بانک خصوصی در کشورمان هستیم و لازم است کارشناسان امر اثرات این موضوع بر اقتصاد را بررسی کنند.
دیدگاه کلی ایشان به گونه ای است که بانک را نمی توان مستقل از سایر نهادهای موجود در جامعه اسلامی طرح کرد و آن باید در ضمن نقشه کلی اقتصاد جامعه اسلامی طرح شود. لذا ایشان بحث شان را به دو طریق ادامه می دهند اول اینکه ما می خواهیم بانکی را مستقل از سایر جنبه های اجتماعی طراحی کنیم و دوم اینکه ما می خواهیم بانک را در ضمن یک طرح کامل برای جامعه اسلامی طراحی کنیم. و پاسخهایی که ایشان به هر کدام از رویکردها می دهد متفاوت است.
دانلود جزوه در قالب آ۵ برای مطالعه در رایانه
* این جزوه توسط مجمع دانشجویان حزب الله دانشگاه علم و صنعت ایران تهیه شده است.
ادامه مطلب
دومین شماره انتخاباتی نشریه قسط منتشر شد.
این نشریه دارای مجوز از وزارت علوم برای توزیع در دانشگاه های سراسر کشور است.
نشریه قسط را می توانید از اینجا دانلود کنید.
ادامه مطلب
دنیای غرب پس از ۲۰۰ سال سابقهی اندیشهورزی در اقتصاد و مدیریت، به اینجا رسیده که چگونه مشارکت بخش غیر دولتی را در توسعهی اقتصادی مهیا کند؟ یعنی چگونه از انگیزههای بهاصطلاح صددرصد سودجویانهی شخصی، پلی بسازد به سوی منافع جمعی؟ اینکه چگونه تناقض میان خودمختاری سرمایهداران و واگذاری امور به دست نامرئی بازار با مسئولیت دولت در تأمین و تدارک نیازهای اساسی همهی طبقات اجتماعی و انسجامبخشی به اقتصاد ملی را حل و فصل کند؟
در حالی که گمشدهی ذهنی من این بود که چگونه بین مردم و پیشرفت و سازوکار اقتصادی ارتباط برقرار میشود، عزیزی از نسل اولیهای انقلاب و پیشکسوتان مبارزه و جهاد، در مسیر مطالعات و پیگیریهای میدانیام قرار گرفت و زمینهی آشنایی مرا با تجربهای بزرگ و مغفولمانده فراهم ساخت؛ «جهادسازندگی» در دههی اول انقلاب. از اولین اسناد تاریخی که نشانیاش را به من داد، بیانات امام خمینی رحمةاللهعلیه بود که در همان ماههای اولیه پس از پیروزی انقلاب، برای تشکیل جهاد سازندگی فرمان داده بود:
«این دیوار شیطانی بزرگ که شکست، پشت آن دیوار خرابیهای زیاد هست [...] ناچاریم که به ملت متوجه بشویم برای سازندگی [...] و بحمدالله ملت ما راجع به سازندگی، این مهیابودن خودشان را اعلام کردهاند. دانشجوهای عزیز، متخصصین، مهندسین و بازاری، کشاورز، همهی قشرهای ملت، داوطلب برای این است که ایرانی که به طور مخروبه به دست ما آمده است، بسازند. از این جهت، باید ما بگوییم یک جهادسازندگی [...] که همهی قشرهای ملت، زن و مرد، پیر و جوان، دانشگاهی و دانشجو، مهندسین و متخصصین، شهری و دهاتی، همه با هم باید تشریک مساعی کنند [...] ما دستمان را پیش ملت دراز میکنیم و از ملت میخواهیم که همه در این نهضت شرکت کنند [...] و البته مأمورین دولت در هرجا مردم با آنها تشریک مساعی کنند، تحت نظر اشخاص کارشناس، مأمورین دولت کارها را انجام بدهند و روحانیونی که در همهجا در بلاد بحمدالله هستند، در این امر آنها هم تشریک مساعی کنند، نظارت کنند.»۱
این بود که مسیر تحقیقاتم را با هدف آواربرداری از تجربهی مغفولماندهی جهاد سازندگی و الگوگیری از آن برای امروز بازسازی کردم. ضمن اینکه از حدود چهار سال پیش -شروع دههی چهارم انقلاب- نامگذاری سالها و تبیین رهبر انقلاب از آنها، پاسخ معمای فوقالذکر را بیشتر برایم تشریح میکند.
ادامه مطلب
یکی از مسائلی که همواره به عنوان دغدغه جریان عدالتخواهی مطرح بوده و هست بحث استفاده از ظرفیت های مختلف انتخابات برای ایجاد رشد و آگاهی در مردم ، بازخوانی آرمان های انقلاب ، شناخت نیازهای کشور، گفتمان سازی ، جریان سازی و … می باشد. اصولا انتخابات احسن و انتخاب اصلح زمانی اتفاق می افتد که مولفه هایی نظیر رشد و آگاهی محوری، نگاه به وضعیت مطلوب و آرمانی، شناخت نیازها و فرصت های کشور از یک سو و آسیب ها و تهدیدات آن از سوی دیگر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل واقع شود. بر این مبنا می توان گفت انتخابات یک فرصت مناسب برای آسیب شناسی وضع موجود و ترسیم وضعیت مطلوب است
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پشت سر گذاشته شدن تهاجم نظامی دشمن ، مصاف دو ایدئولوژی (ایدئولوژی اسلامی و ایدئولوژی سرمایه سالاری) وارد مرحله جنگ نرم شد. جنگ نرمی که در قالب های مختلف سیاسی و فرهنگی دنبال شد و پس از ناکامی (البته با گذاشتن اثرات و خرابی های ناشی از خود) در این عرصه ها به مرحله اقتصادی وارد گردید . در واقع می توان گفت چند سالی است که دشمن جنگ خود را پشت خاکریزهای اقتصادی دنبال می کند و سعی دارد تا از این جبهه راه را برای نفوذ بیش از پیش خود بگشاید.
بردن جنگ به سوی خاکریزهای اقتصادی برای دشمن از دو جنبه حائز اهمیت است: اول اینکه نقطه قوت جهان استکبار که توانسته به وسیله آن تا به امروز قدرت خود را بر جهان تحمیل کند” توان بالای اقتصادی” است که بوسیله روابط پیچیده و نهادسازی های مختلف پولی و مالی بین المللی ، شرکت های چند ملیتی، گسترش دلار و یورو به عنوان ارزهای مرجع جهانی و … به عنوان یک ارتش منظم و هماهنگ در خدمت استکبار جهانی درآمده است.
و دوم اینکه دقیقا همین قسمت یعنی فضای اقتصادی، نقطه ضعف اساسی جمهوری اسلامی بوده و هست. می توان گفت پس از تشکیل نظام اسلامی بسیاری از ساختارهای سیاسی و فرهنگی مبتنی بر گفتمان انقلاب اسلامی ایجاد شد (هرچند اشکالاتی وجود دارد و هنوز تا نقطه مطلوب بسیار فاصله داریم) اما متاسفانه در زمینه اقتصاد به هیچ عنوان نظام سازی و یا تشکیل سیستم اقتصادی مبنی بر تفکر و اندیشه بومی (اسلامی و ایرانی) صورت نگرفت . به همین دلیل پس از پایان جنگ تحمیلی مدیریت اقتصادی مبتنی بر نگاه لیبرال روی کار آمد و در واقع ما در زمین خودمان شروع به بازی با قواعد حریف کردیم غافل از اینکه سیطره نگاه و تفکر لیبرال در حوزه اقتصاد به مرور زمان می تواند فعالیت سایر خرده نظام های نظام اجتماعی را نیز با چالش روبه رو ساخته و مرزهای خود را تا عرصه های فرهنگ و سیاست گسترش دهد. همین امر باعث گردید تا روز به روز در حوزه اقتصادی ، آرمان های اولیه انقلاب همچون توجه به محرومین و مستضعفین ، کاهش تضاد طبقاتی ، گسترش عدالت اقتصادی و اجتماعی ، مبارزه با تکاثر و زیاده خواهی از یک طرف و فقر و فساد و تبعیض از طرف دیگر، رو به فراموشی گذارده و جایگاه ویژه خود را از دست دهد. در واقع رویکرد اصیل اقتصادی انقلاب که برخاسته از «ماهیت اسلامی» آن بود جای خود را به رویکرد منفعت طلبانه و سودمحور مبتنی بر ماهیت سرمایه سالاری سپرد.
ادامه مطلب
.: Weblog Themes By Pichak :.










